شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۳۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رندان همه جمعند در این دیر مغانهدرده تو یکی رطل بدان پیر یگانه
۲
خون ریزبک عشق در و بام گرفته‌ستو آن عقل گریزان شده از خانه به خانه
۳
یک پرده برانداخته آن شاهد اعظماز پرده برون رفته همه اهل زمانه
۴
آن جنس که عشاق در این بحر فتادندچه جای امان باشد و چه جای امانه
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth