خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۳۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آمد مه و لشکر ستارهخورشید گریخت یک سواره
۲
آن مه که ز روز و شب برون استکو چشم که تا کند نظاره
۳
چشمی که مناره را نبیندچون بیند مرغ بر مناره
۴
ابر دل ما ز عشق این مهگه گردد جمع و گاه پاره
صفحهٔ ۱ از ۲