خلوتی با هجویری
بخش ۳ - فصل
باب الفقر
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
و مشایخ این طریقت را، اندر این معنی، هر یکی را رمزی است و من به مقدار امکان اقاویل ایشان بیارم اندر این کتاب، ان شاء اللّه، عزّ و جلّ.
۲
یکی از متأخران گوید: «لیسَ الفَقیرُ مَنْ خَلا مِنَ الزّادِ، إِنّما الفَقیرُ مَنْ خَلا مِنَ الْمُرادِ.»
۳
فقیر نه آن بود که دستش از متاع و زاد خالی بود، فقیر آن بود که طبعش از مراد خالی بود؛ چنانکه خداوند تعالی وی را مالی دهد، اگر مراد حفظ مال باشدش غنی بود و اگر مراد ترک مال باشد هم غنی بود؛ که هر دو تصرف است اندر ملک غیر، و فقر ترک تصرف بود.
۴
یحیی بن مُعاذ گوید، رضی اللّه عنه: «عَلامَةُ الفَقْرِ خوفُ الْفَقْرِ.»
صفحهٔ ۱ از ۷