خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۳۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن آتشی که داری در عشق صاف و سادهفردا از او ببینی صد حور رو گشاده
۲
بنگر به شهوت خود سادهست و صاف بیرنگیک عالمی صنم بین از ساده ای بزاده
۳
زنبور شهد جانت هر چند ناپدید استشش خانههای او بین از شهد پر نهاده
۴
اندازه تن تو خود سه گز است و کمتردر خان خود تو بنگر از نه فلک زیاده
صفحهٔ ۱ از ۲