خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۴۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باده بده ساقیا عشوه و بادم مدهوز غم فردا و دی هیچ به یادم مده
۲
باده از آن خم مِه پر کن و پیشم بنهگر نگشایم گره هیچ گشادم مده
۳
چون گذرد می ز سر گویم ای خوش پسرباده نخواهم دگر مست فتادم مده
۴
چاکر خنده توام کشته زنده توامگر نه که بنده توام باده شادم مده
صفحهٔ ۱ از ۳