خلوتی با خیام
رباعی ۱۳۹
دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸]
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لب بر لب کوزه بردم از غایتِ آزتا زو طلبم واسطهٔ عمرِ دراز
۲
لب بر لب من نهاد و میگفت به راز:«می خور که بدین جهان نمیآیی باز!»
صفحهٔ ۱ از ۱
دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸]