خلوتی با شاطر عباس صبوحی
شمارهٔ ۴۰ - نقاش تقدیر
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سالها قد تو را خامهٔ تقدیر کشیدقامتت بود قیامت که چنین دیر کشید
۲
خواست رخسار تو با زلف گره گیر کشدفکرها کرد که باید به چه تدبیر کشید
۳
مدتی چند بپیچید به خود و آخر کارماه را از فلک آورد و به زنجیر کشید
۴
جای ابروی تو نقاش، پس از آهوی چشمتا به بازیچه نگیرند دم شیر کشید
صفحهٔ ۱ از ۳