خلوتی با شاطر عباس صبوحی
شمارهٔ ۴۴ - صید غرقه در خون
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شوم من گرچه صید غرقه در خون گشتهٔ ترکشندانم ترک او، هر کس که بتواند کند ترکش
۲
کشیدی ناز چشمش ای دل آخر ریخت خونت رابگفتم بارها من با تو، ناز مست کمتر کش
۳
به جایی پا نهاده ست او که خورشید جهان آرااگر خواهد تماشایش، بیفتد تاج از ترکش
۴
مصوّر! از چه رو وامانده ای از قد و رخسارش؟رخش از ماه نیکوتر، قدش از سرو برتر، کش
صفحهٔ ۱ از ۲