خلوتی با شاطر عباس صبوحی
شمارهٔ ۴۵ - نگران روی او
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنان سدّی ز چین بسته است آن زلفین گیسویشکه یأجوج نگه را نیست ره در کشور رویش
۲
نگردد تا سپاه خط تمامی جمع، ممکن نیستخلاص اسکندر دل از عقابین دو ابرویش
۳
رُخش گوئی بهشت است و دهان کوثر قدش طوبیدو صد حور و دو صد غلمان همیشه مات در کویش
۴
و یا رویش بهار است و جبین چون لالهٔ حمراقدش سرو و دو چشمش نرگس و سنبل بود مویش
صفحهٔ ۱ از ۲