خلوتی با شاطر عباس صبوحی
شمارهٔ ۷۵ - وطن تو
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم فتاده بر آن زلف پرشکن که تو داریقرار برده ز من آن لب و دهن که تو داری
۲
لبت چُو غنچه، رُخَت چون بنفشه، زلف چُو سنبل،کسی ندیده از این خوبتر چمن که تو داری
۳
ز بوی پیرهنت زنده میشود دل مردهچه حکمت است در این بوی پیرهن که تو داری
۴
کجاست شهر و دیار و کجا بود وطن توخوشا به مردم آن شهر و آن وطن که تو داری
صفحهٔ ۱ از ۲