شعر را زندگی کن
خلوتی با شاطر عباس صبوحی

زلف تو

غزلیات ناتمام و اشعار پراکنده

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو سوخت خال تو دل، عاشقان، یکدله رابه باغ لاله دگر خورد داغ باطله را
۲
ز کاروان جنون دل گرفت و داد به زلفشریک دزد ببین و رفیق قافله را
۳
دلم به زلف تو، بر ابروی تو سجده کندبلی، کنند دل شب، نماز نافله را
۴
به سر کنم پس از این طی راه منزل عشقدگر چه رنجه دهم پای پر آبله را
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth