خلوتی با شاطر عباس صبوحی
ناز کن
غزلیات ناتمام و اشعار پراکنده
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ناز کن، ناز، که نازت به جهان میارزدبوسهای از لب لعلت به روان میارزد
۲
بگشا غنچهٔ لب را بنما بر همه کسیک شکر خنده که با روح روان میارزد
۳
رخ و زلف و خط و خالت به گلستان ماندچه گلستان که به صد باغ جنان میارزد
۴
ای صبوحی پس از این جای تو و میخانهزان که خاکش به همه کون و مکان میارزد
صفحهٔ ۱ از ۱