شعر را زندگی کن
خلوتی با باباافضل کاشانی

غزل شمارهٔ ۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بگسلم از تو، با که پیوندم؟از تو گر بگسلم به خود خندم
۲
بخت بیدار یاور من شدناگهان زی در تو افکندم
۳
بندها بود بر من، اکنون شددیدن تو کلید هر بندم
۴
کان اگر کَندَمی نیافتمیزان تو را یافتم که جان کندم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth