خلوتی با باباافضل کاشانی
غزل شمارهٔ ۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رنگ از گل رخسار تو گیرد گل خود رویمشک از سر زلفین تو دریوزه کند بوی
۲
شمشاد ز قدّت به خم، ای سرو دل آراخورشید ز رویت دژم، ای ماه سخن گوی
۳
از شرم قدت سرو فرومانده به یک جایوز رشک رخت ماه فتاده به تکاپوی
۴
با من به وفا هیچ نگشته دل تو رامبا انده هجران تو کرده دل من خوی
صفحهٔ ۱ از ۲