خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۹۷ - مرگ پدر
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به کام من بر یک چند گشت گیهان بودکه با زمانه مرا عهد بود و پیمان بود
۲
هزار دستان بد در سخن مرا و چو مننه در هزار چمن یک هزاردستان بود
۳
مرا چو کان بدخشان بد این دل داناسخن بدو در، چون گوهر بدخشان بود
۴
شکفته بود همه بوستان خاطر منحسود را دل از اندیشه سخت پژمان بود
صفحهٔ ۱ از ۱۳