شعر را زندگی کن
خلوتی با ملک‌الشعرا بهار

شمارهٔ ۹۸ - حبسیه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پانزده روز است تا جایم در این زندان بودبند و زندان‌ کی سزاوار خردمندان بود
۲
کار نامردان بود سرپنجه با ارباب فقرآنکه زد سرپنجه با اهل غنا، مرد آن بود
۳
همت آن باشد که گیری دستی از افتاده‌ایبر سر افتادگان پاکوفتن آسان بود
۴
کار هر جولاهه باشد کینه راندن وقت‌خشمآنکه خشم خویش تاند خورد، او سلطان بود
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth