شعر را زندگی کن
خلوتی با ملک‌الشعرا بهار

شمارهٔ ۱۰۶ - شب و شراب

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب خرگه سیه زد و در وی بیارمیدوز هر کرانه دامن خرگه فروکشید
۲
روز از برون خیمه در استاد و جابجایآن سقف خیمه‌اش را عمداً بسوزنید
۳
گفتی کسی به روی یکی ژرف آبگیرسیصد هزار نرگس شهلا پراکنید
۴
یارب کجاست آنکه چو شب در چکد به ‌جامگویی به جام‌، اختر ناهید درچکید
صفحهٔ ۱ از ۱۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth