خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۱۲۷ - مرگ تزار
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خمش مباش کنون کامد ای بهار، بهارسخن زلعبت چین وبت بهار، به آر
۲
ز بیحقیقتی چرخ و بیوفایی دهرهزاردستان زد در میان باغ، هزار
۳
چه گفت؟ گفت جهان رهزنی حرامخورستتو سر به عشوهٔ دهر حرامخوار، مخار
۴
زمانه کشت ترا نارسیده میدرودمکار تخم امل، در زمین این مکار
صفحهٔ ۱ از ۶