خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۱۴۱ - تغزل
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بربوده دلم چشم پر فنشوان عارض چون ماه روشنش
۲
نسرینش رخ و سوسنش دو زلفمن بندهٔ نسرین و سوسنش
۳
عشقی است دگرگونه با ویممهریست دگرگونه با منش
۴
خاطر شده مفتون عارضشدیده شده حیران دیدنش
صفحهٔ ۱ از ۴