شعر را زندگی کن
خلوتی با ملک‌الشعرا بهار

شمارهٔ ۱۴۸ - بلای گل

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
افتاده‌ایم سخت به دام بلای گلیارب چو ما مباد کسی مبتلای گل
۲
گِل مشکلی شده‌است به هر معبر و طریقگام روندگان شده مشکل‌گشای گل
۳
هرگه که ابر خیمه زند در فضای شهربر بام هر سرای برآید لوای گل
۴
گل دل نمی‌کند ز خراسان و اهل اوای جان اهل شهر فدای وفای گل
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth