خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۱۵۲ - پایتخت گل
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در پایتخت ما بگشادند بخت گِلشد پایتخت ما به صفت پای تخت گل
۲
خوشگلتر از شوارع ری نیست کاندروستصدگونه شکل هندسی از لخت لخت گل
۳
هر گه ستور گام نهد از پی عبوربر گرد گامهاش بروید درخت گل
۴
گر تختی از بلور نهی برکنار راهدر نیم لحظهاش نشناسی ز تخت گل
صفحهٔ ۱ از ۲