خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۲۰۷ - دریغ من!
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آتش کید آسمان سوخت تنم، دریغ منز آب دو دیده، بیخ غم برنکنم، دریغ من
۲
من که به تن ز عافیت داشتمی لباس هابسعجبست کاینچنین عور تنم، دریغ من
۳
این فلک قبا دورنگ ازسر حیله برکشیداز تن عافیت برون پیرهنم، دریغ من
۴
دست فلک به پای دل بست مرا کمند غمنیست کسی که پنجهاش درشکنم دریغ من
صفحهٔ ۱ از ۳