خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۲۱۳ - ماجرای واگون
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هوشم ز سر پریده از ماجرای واگوناز دنگدنگ واگون، از هایهای واگون
۲
از جالسان واگون راحتتر است صدبارآن کس که جان سپارد در زیر پای واگون
۳
زاسرار قبر و محشر، آگه شود به یکبارآن کس که از جهالت، شد مبتلای واگون
۴
آدم به روی آدم، حیوان به روی حیواناینست یک اشارت، از تنگنای واگون
صفحهٔ ۱ از ۳