خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حشمت محتشمان مایهٔ مرگ فقراستداد ازین رسم فرومایه که در شهر شماست
۲
یا رب این شهر چه شهر ست و چه خلقند این خلقکه به هر رهگذری نعش غریبی پیداست
۳
میشنیدم سحری طفل یتیمی می گفت:هر بلایی که به ما میرسد از این وزراست
۴
خانهٔ «محتشم» آباد که از همت اوشیون و غلغله در خانهٔ مسکین و گداست
صفحهٔ ۱ از ۲