خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لب لعل تو می فروشی کردچشم مست تو بادهنوشی کرد
۲
این خطاها چو دید حاجب حسنزان خط سبز پردهپوشی کرد
۳
چه پراکنده گفت زلف، که دوشخم شد و با تو سر به گوشی کرد
۴
راز دل با لبت نگفته، خطتسر برآورد وتیزهوشی کرد
صفحهٔ ۱ از ۲