شعر را زندگی کن
خلوتی با ملک‌الشعرا بهار

شمارهٔ ۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
میان ابرو و چشم تو گیر و داری بودمن این میانه شدم کشته این چه کاری بود
۲
تو بی‌وفا و اجل در قفا و من بیماربمردم از غم و جز این چه انتظاری بود
۳
مرا ز حلقهٔ عشاق خود نمی‌راندیاگر به نزد توام قدر و اعتباری بود
۴
در آفتاب جمال تو زلف شبگردتدلم ربود و عجب دزد آشکاری بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth