خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در طواف شمع میگفت این سخن پروانهایسوختم زین آشنایان ای خوشا بیگانهای
۲
بلبل از شوق گل و پروانه از سودای شمعهریکی سوزد به نوعی در غم جانانهای
۳
گر اسیرخط و خالی شد دلم، عیبم مکنمرغ جایی میرود کانجاست آب و دانهای
۴
تا نفرمایی که بیپروا نهای در راه عشقشمعوش پیش تو سوزم گر دهی پروانهای
صفحهٔ ۱ از ۲