خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۵۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل پردرد من امشب بنوشیدهست یک دردیاز آنچ زهره ساقی بیاوردش ره آوردی
۲
چه زهره دارد و یارا که خواب آرد حشر ما راکه امشب مینماید عشق بر عشاق پامردی
۳
زنان در تعزیت شبها نمیخسبند از نوحهتو مرد عاشقی آخر زبون خواب چون گردی
۴
دلا میگرد چون بیدق به گرد خانه آن شهبترس از مات و از قایم چو نطع عشق گستردی
صفحهٔ ۱ از ۲