خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۵۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو استظهار آن داری که رو از ما بگردانیولی چون کعبه برپرد کجا ماند مسلمانی
۲
تو سلطانی و جانداری تو هم آنی و آن داریمشوران مرغ جانها را که ایشان را سلیمانی
۳
فلک ایمن ز هر غوغا زمین پرغارت و یغماولیکن از فلک دارد زمین جمع و پریشانی
۴
زمین مانند تن آمد فلک چون عقل و جان آمدتن ار فربه وگر لاغر ز جان باشد همیدانی
صفحهٔ ۱ از ۳