شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۵۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
الا ای جان قدس آخر به سوی من نمی‌آییهماره جان به تن آید تو سوی تن نمی‌آیی
۲
بدم دامن کشان تا تو ز من دامن کشیدستیز اشک خون همی‌ریزم در این دامن نمی‌آیی
۳
زهی بی‌آبی جانم چو نیسانت نمی‌باردزهی خرمن که سوی این سیه خرمن نمی‌آیی
۴
چو دورم زان نظر کردن نظاره عالمی گشتمنظاره من بیا گر تو نظر کردن نمی‌آیی
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth