شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۵۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از آتش ناپیدا دارم دل بریانیفریاد مسلمانان از دست مسلمانی
۲
شهد و شکرش گویم کان گهرش گویمشمع و سحرش خوانم یا نادره سلطانی
۳
زین فتنه و غوغایی آتش زده هر جاییوز آتش و دود ما برخاسته ایوانی
۴
با این همه سلطانی آن خصم مسلمانیبربود به قهر از من در راه حرمدانی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth