خلوتی با ملکالشعرا بهار
فقرۀ ۱۵۲
ارمغان بهار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چهار کار دژآگاهی (نادانی) و دشمنی و بدی با تن خود کردن است: یکی پادیاوندی (یعنی: زبردستی و زورمندی) نمودن، دیگر درویش متکبر که با مردی توانگر نبرد آورد، دیگر مرد پیر ریژخوی که زنی برنا به زنی گیرد و دیگر مرد گشن (جوان) که زنی پیر به زنی کند.
۲
دژآگه چهار است کز خوی بدکند دشمنی با تن و جان خود
۳
یکی «پادیاوند» مردم گزایبه هر کار و هر چیز زور آزمای
۴
دگر نره دروبش با داروبردکه با مهتر از خویش جوید نبرد
صفحهٔ ۱ از ۲