شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با خودی هرگز نگردد دل ز درد و غم جداهر که از خود شد جدا شد از غمِ عالم جدا
۲
نان جو خور در بهشتِ جاودان پاینده باشکز بهشت از خوردنِ گندم شده‌ست آدم جدا
۳
تا تو را چون گل در این گلزار باشد خرده‌ایدیده‌ٔ شوری بود هر قطرهٔ شبنم جدا
۴
دور گشتن از سبک‌روحان بود بر دل گرانمی‌شود سنگین چو عیسیٰ گردد از مریم جدا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth