شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشمِ روشن می‌دهد از کف دلِ بی‌تاب راصفحهٔ آیینه بال و پر شود سیماب را
۲
از علایق نیست پروایی دلِ بی‌تاب راهیچ دامی مانع از جولان نگردد آب را
۳
عشق در کارِ دلِ سرگشتهٔ ما عاجز استبحر نتواند گشودن عقدهٔ گرداب را
۴
می‌کند هر لحظه ویران‌تر مرا تعمیرِ عقلشورِ سیلاب است در ویرانه‌ام مهتاب را
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth