خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیستی طفل، اینقدر بر خاک غلتیدن چرا؟گِل به روی آفتابِ روح مالیدن چرا
۲
جسمِ خاکی چیست کز وی دست نتوان برفشاند؟گَردِ دست و پای خود چون گربه لیسیدن چرا
۳
خاکِ صحرای عدم از خونِ هستی بهترستبر سرِ جان اینقدر ای شمع لرزیدن چرا
۴
کور را از رهبرِ بینا بریدن غافلی استبیسبب از عیببینِ خویش رنجیدن چرا
صفحهٔ ۱ از ۳