خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۶۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتم که بجست آن مه از خانه چو عیاریتشنیع زنان بودم بر عهد وفاداری
۲
غماز غمت گفتا در خانه بجوی آخرآن طره که دل دزدد ماننده طراری
۳
در سوخته جان زن از آهن و از سنگشدر پیه دو دیده خود بر آب بزن ناری
۴
بفروز چنین شمعی در خانه همیگردانباشد که نهان باشد او از پس دیواری
صفحهٔ ۱ از ۳