خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از صفای دل نباشد حاصلی درویش رانان به خون تر میشود صبحِ صداقتکیش را
۲
نیست غیر از بستنِ چشم و لب و گوش و دهانرخنهای گر هست این زندانِ پر تشویش را
۳
شرکت روزی خسیسان را به فریاد آوردبر سرِ نانپاره سگ دشمن بود درویش را
۴
مردمِ کوتهنظر در انتظارِ محشرندنقد باشد محنتِ فردا مآلاندیش را
صفحهٔ ۱ از ۳