شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غوطه دادم در دلِ الماس داغِ خویش راروشن از آبِ گهر کردم چراغِ خویش را
۲
شد چو داغِ لاله خاکستر نفس در سینه امتا ز خون چون لاله پر کردم ایاغِ خویش را
۳
چون شوم با خار و خس محشور در یک پیرهن؟من که می‌دزدم ز بوی گل دماغِ خویش را
۴
بی‌خودی را گردشِ چشمِ تو عالمگیر ساختاز که گیرم، حیرتی دارم، سراغِ خویش را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth