خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روح پاک من کند پاکیزه گوهر تیغ رامشک گردد خون من در ناف جوهر تیغ را
۲
خون گرمم گر شود در دل مصور تیغ راموی آتش دیده گردد زلف جوهر تیغ را
۳
بس که آن بیدادگر در قتل من دارد شتابشیون زنجیر میآید ز جوهر تیغ را
۴
گر شود در کشتن من گرم قاتل، دور نیستخون گرمم میکند بال سمندر تیغ را
صفحهٔ ۱ از ۸