شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گل نزد آبی بر آتش بلبلِ خودکام رانیست غیر از ناامیدی حاصلی ابرام را
۲
چهرهٔ خورشید‌رویان را سپندی لازم استاز شبِ جمعه است نیلِ چشم‌زخم ایام را
۳
عشقِ عالمسوز می‌باید دلِ افسرده رامی‌پزد خورشیدِ تابان میوه‌های خام را
۴
نیست ممکن از زبانِ خوش کسی نقصان کندچرب‌نرمی غوطه در شِکر دهد بادام را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth