شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دامنِ دریایِ خونخوارست بالین سیل رادر کنارِ بحر باشد خوابِ سنگین سیل را
۲
بی‌قرارِ عشق را جز در وصال آرام نیستمی‌کند آمیزشِ دریا به تمکین سیل را
۳
راهرو را بالِ پروازست سختی‌های دهرکوهساران می‌شود سنگِ فسان این سیل را
۴
عشق می‌داند چه باید کرد با آسودگاننیست حاجت در خرابی‌ها به تلقین سیل را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth