شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست از دردِ غریبی چون گهر پروا مرابِستر از گَردِ یتیمی بود در دریا مرا
۲
طرّهٔ زنجیرم از ریحان بود شاداب‌ترمی‌چکد آبِ حیات از ظلمتِ سودا مرا
۳
وحشتِ من از سبکروحان گرانی می‌کشدهست بر دل کوهِ قاف از صحبتِ عنقا مرا
۴
یک سرِ مو نیست از تیغ زبان اندیشه‌اممی‌کند زخمِ نمایان چون قلم گویا مرا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth