شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تَر‌زبانی معدنِ زَنگار می‌سازد مراخامشی آیینهٔ اسرار می‌سازد مرا
۲
آفتابِ غیب، فرشِ خانهٔ بی‌روزن استچشم بستن مطلعِ انوار می‌سازد مرا
۳
در میانِ مستی و هشیاریِ من پرده‌ای استنعرهٔ مستانه‌ای هشیار می‌سازد مرا
۴
سایهٔ سروی که من در پای او آسوده‌اماز شِکَر‌خوابِ عدم بیدار می‌سازد مرا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth