شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی زبانی پرده داری می کند راز مرامی دهد خاموشی من سرمه غماز مرا
۲
گر برون آید، به خون خود گواهی می دهدناله تا در دل نگردد خون، هم آواز مرا
۳
از نوازش منت روی زمین دارد به منچرخ سنگین دل زند گر بر زمین ساز مرا
۴
گوش گل بی پرده از گلبانگ من گشت و هنوزباغبان سنگدل نشنیده آواز مرا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth