شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست ممکن بر گرفتن دیده از رویش مرااره گر بر سر گذارد چین ابرویش مرا
۲
خار و خس را دشمنی چون برق عالمسوز نیستآرزو نگذاشت در دل تندی خویش مرا
۳
می شود صد آه، چون مجمر اگر آهی کشمرخنه کرد از بس به دل مژگان دلجویش مرا
۴
شکوه ها در دل گره زان چین ابرو داشتمسرمه گفتار شد چشم سخنگویش مرا
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth