خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پرده ظلمت نپوشد چشم حیران مراشمع کافوری است بیداری شبستان مرا
۲
بخیه انجم اگر بندد دهان صبح رامی توان کردن رفو چاک گریبان مرا
۳
دیده شیران نیستان را دعای جوشن استنیست پروایی ز اشک گرم مژگان مرا
۴
دامن پاکان ندارد احتیاج شستشواشک شبنم دیده شورست بستان مرا
صفحهٔ ۱ از ۲