خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یارب از دل مشرق نور هدایت کن مرااز فروغ چشم خورشید قیامت کن مرا
۲
تا به کی گرد خجالت زنده در خاکم کند؟شسته رو چون گوهر از باران رحمت کن مرا
۳
خانه آرایی نمی آید ز من همچون حبابموج بی پروای دریای حقیقت کن مرا
۴
استخوانم سرمه شد از کوچه گردی های حرصخانه دار گوشه چشم قناعت کن مرا
صفحهٔ ۱ از ۴