شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سبز می گردد روان چون آب از ماندن مراخضر نتواند به آب زندگی راندن مرا
۲
بس که دلسردم ز تار و پود هستی چون کتانمی تواند پرتو مهتاب سوزاندن مرا
۳
دشمنان را دارم از تیغ تغافل سینه چاکچشم خواباندن بود شمشیر خواباندن مرا
۴
شمع ماتم را خموشی به ز آب زندگی استدل نمی گردد سیاه از دامن افشاندن مرا
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth