شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شیشه ای، می بود اگر چون شمع بر بالین مرااز خمار می نمی شد دل سیه چندین مرا
۲
داغ دارد شعله سرگرمیم خورشید راپخته گردد، خشت خامی گر شود بالین مرا
۳
می کشد دست نوازش بر سر دریا ز موجآن که بر دل می نهد دست از پی تسکین مرا
۴
جوش دریا بی نیاز از آتش همسایه استساده لوح آن کس که بی تابی کند تلقین مرا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth