خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خواب غفلت گر به این عنوان شود سنگین مرابالش پر می شود سنگی که شد بالین مرا
۲
آهم از دل تا به لب جولان کند در لاله زاردر گلو از بس گره شد گریه خونین مرا
۳
بس که ترسیده است از خواب پریشان چشم منمی گزد چون مار و عقرب بستر و بالین مرا
۴
از گرانی سنگلاخ آرد برون سیلاب راکی شود سنگ ملامت لنگر تمکین مرا؟
صفحهٔ ۱ از ۳